حرفهای ماندگار |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
من ماندهام مهجور از او ...
بازم یه سلام دیگه به همه دوستان دیده و نادیده، پیدا و ناپیدا. میدونم حتما الان همه میپرسید ما ناپیداییم یا تو؟!!! درسته که دیگه حس و حالی واسه نوشتن نیست اما همواره مرورگر بلاگ دوستان هستم.
نمیدونم یه جورایی احساس سردر گمی و بلاتکلیفی دارم. یه جورایی خسته ام . خستهء خسته. باشمام . آره شما. شمایی که میگید خودتو دستش بسپار همه چی درست میشه !! پس کی قراره درست بشه!! من دیگه نمیتونم. نه دیگه نه ... . حالا دیگه باید تصمیم بگیرم اما بازم نمیتونم!!!
از خاطرات سفر به آستارا و سرعین ننوشتم حالا هم از خاطرات بابلسر نمینویسم. علارغم اینکه سفر با خونواده خیلی خوب بود اما دایم احساس نگرانی داشتم. حسی که نمیدونم چرا به وجود اومده و چرا رهام نمیکنه؟!!
حرف برای گفتن بسیار و حوصله کم. بگذریم....
روز زن نزدیکه و من دور از مامان. نمیتونم براش جشن روزها و سالهای بزرگی و عظمتش رو بگیرم و ناچارا به تلفنی بسنده خواهم کرد.
پیشاپیش روز مادر بر همه شما مادران و زنان مبارک.
قول دادهاند که بهشت زیر پایتان باشد!!! پس اکنون تنها تحمل کنید به امید ....
| لینک | دوشنبه ۳ تیر ،۱۳۸٧ - نيلی |

